ثمن معامله چیست و در فسخ چه اتفاقی برای آن میافتد؟
فهرست محتوا
- 1 ثمن معامله چیست و در فسخ چه اتفاقی برای آن میافتد؟
- 2 منظور از «استرداد ثمن به نرخ روز» دقیقاً چیست؟
- 3 تفاوت فسخ، اقاله، بطلان و انفساخ (کلید فهم “نرخ روز”)
- 4 قاعده کلی: در فسخ، اصل بر استرداد «همان ثمن قراردادی» است
- 5 مسیر اول: شرط ضمن عقد برای پرداخت ثمن به نرخ روز (بهترین و کمچالشترین راه)
- 6 مسیر دوم: مطالبه خسارت تأخیر تأدیه (وقتی فروشنده دیر پس میدهد)
- 7 مسیر سوم: غرامات و جبران کاهش ارزش ثمن در موارد خاص (مستحقللغیر و…)
- 8 پس جواب نهایی چیست؟ آیا در فسخ میشود ثمن را به نرخ روز گرفت؟
- 9 جدول تصمیمگیری سریع: کِی «نرخ روز» میگیرید و کِی نه؟
- 10 نحوه محاسبه مبلغ قابل مطالبه (سه مدل رایج)
- 11 چه مدارکی برای دعوای استرداد ثمن (و احتمالاً نرخ روز) لازم است؟
- 12 مراحل عملی اقدام حقوقی (گامبهگام)
- 13 تماس با وکیل مال
- 14 درخواست مشاوره فوری
- 15 نمونه خواستههای درست در دادخواست (برای اینکه رد یا مبهم نشود)
- 16 اشتباهات رایج که باعث شکست یا طولانی شدن پرونده میشود
- 17 سؤالهای پرتکرار درباره استرداد ثمن به نرخ روز در فسخ
«ثمن» همان مبلغی است که خریدار در عقد بیع (مبایعهنامه) به فروشنده میپردازد. وقتی قرارداد فسخ میشود، اثر اصلی فسخ این است که طرفین باید تا حد ممکن به وضعیت قبل از قرارداد برگردند؛ یعنی:
-
فروشنده معمولاً باید ثمن دریافتی را پس بدهد.
-
خریدار هم باید مبیع را (اگر تحویل گرفته) برگرداند.
-
منافع و هزینهها و خسارتها بسته به شرایط میتواند موضوع مطالبه قرار بگیرد.
اما سؤال اصلی شما دقیقاً همین است:
آیا «پس دادن ثمن» یعنی همان مبلغ قرارداد یا میتوان آن را به نرخ روز مطالبه کرد؟
منظور از «استرداد ثمن به نرخ روز» دقیقاً چیست؟
وقتی مردم میگویند «ثمن به نرخ روز»، معمولاً یکی از این ۳ مفهوم را منظور دارند (که باید از هم جدا شوند):
1) پرداخت معادل ارزش روز پول (جبران کاهش قدرت خرید)
یعنی بگوییم اگر ۵ سال پیش ۵۰۰ میلیون دادهام، امروز با همان ۵۰۰ میلیون نمیتوانم چیزی بخرم؛ پس باید کاهش ارزش پول جبران شود.
2) پرداخت بر اساس «شاخص تورم/شاخص بانک مرکزی» (خسارت تأخیر تأدیه)
یعنی مبلغ اصلی ثابت است، اما چون طرف مقابل دیر پرداخت کرده، باید طبق ضوابط قانونی خسارت تأخیر تأدیه پرداخت کند.
3) پرداخت «قیمت روز مبیع» به جای ثمن
این برداشت معمولاً اشتباه است. در اکثر سناریوها، بحث بر سر «ثمن پرداختشده» است نه «قیمت روز ملک/خودرو». فقط در برخی دعاوی خاص، قیمت روز مبیع یا غرامات به شکل متفاوت مطرح میشود.
تفاوت فسخ، اقاله، بطلان و انفساخ (کلید فهم “نرخ روز”)
خیلی از اختلافها از همینجا شروع میشود. چون قانون و رویه، برای این حالتها یکسان رفتار نمیکند.
1) فسخ
فسخ یعنی یکی از طرفین به استناد خیار (مثل خیار عیب، تدلیس، تخلف شرط، غبن، شرط فسخ و…) قرارداد را بهطور یکطرفه برهم میزند.
2) اقاله
اقاله یعنی طرفین با توافق هم، قرارداد را بهم میزنند. معمولاً در اقاله، اصل بر بازگشت عوضین (مبیع و ثمن) است و «نرخ روز» غالباً بدون شرط صریح، محل بحث میشود.
3) بطلان
در بطلان، قرارداد از اساس صحیح نبوده. در برخی سناریوها—خصوصاً اگر معامله به دلیل “مستحقللغیر درآمدن مبیع” یا فساد معامله باشد—بحث غرامات و جبران کاهش ارزش ثمن جدیتر میشود. ماده 391 قانون مدنی و تفسیر آن در این حوزه بسیار مهم است.
4) انفساخ
انفساخ یعنی قرارداد به حکم قانون یا تحقق یک شرط (مثل تلف مبیع قبل از قبض در موارد خاص) خودبهخود از بین میرود.
جمعبندی این بخش:
اگر پرونده شما «فسخ» است، معمولاً نقطه شروع این است که اصل ثمن باید برگردد؛ اما برای «نرخ روز» باید وارد تحلیل دقیقتر شویم (شرط قراردادی؟ خسارت؟ تأخیر تأدیه؟ وضعیت خاص مثل مستحقللغیر؟).
قاعده کلی: در فسخ، اصل بر استرداد «همان ثمن قراردادی» است
در بسیاری از تحلیلهای حقوقی، این اصل پذیرفته میشود که در فسخ، فروشنده مکلف است عین ثمن را (همان مبلغ دریافتشده) مسترد کند و “نرخ روز” یک قاعده عمومی و خودکار برای هر فسخی نیست.
اما این پایان ماجرا نیست؛ چون سه مسیر مهم وجود دارد که میتواند شما را به «دریافت مبلغ بیشتر از اصل ثمن» نزدیک کند:
-
شرط ضمن عقد (خیلی قوی و مستقیم)
-
خسارت تأخیر تأدیه (طبق شرایط قانونی)
-
غرامات/کاهش ارزش ثمن در موارد خاص (مثلاً مستحقللغیر و موارد شبیه)
مسیر اول: شرط ضمن عقد برای پرداخت ثمن به نرخ روز (بهترین و کمچالشترین راه)
اگر در قرارداد (مبایعهنامه یا الحاقیه) شرط شده باشد که در صورت فسخ:
-
ثمن با شاخص تورم
-
یا با نرخ روز
-
یا با یک فرمول مشخص
پرداخت شود، کار شما بسیار راحتتر میشود.
چرا شرط ضمن عقد مهم است؟
چون دادگاه وقتی به یک شرط روشن میرسد، معمولاً به جای ورود به بحثهای نظری، همان را اجرا میکند؛ البته به شرطی که شرط:
-
مبهم نباشد
-
خلاف قانون و نظم عمومی نباشد
-
و قابلیت محاسبه داشته باشد
چند نمونه شرط درست و قابل اجرا (الگو، نه متن قطعی)
الگوی 1: شاخصمحور
«در صورت فسخ قرارداد به هر علت، فروشنده مکلف است ثمن دریافتی را به انضمام خسارت کاهش ارزش پول بر مبنای شاخص رسمی تورم/شاخص اعلامی مراجع رسمی از تاریخ پرداخت تا تاریخ استرداد پرداخت نماید.»
الگوی 2: جریمه دیرکرد + اصل ثمن
«در صورت فسخ، فروشنده مکلف به استرداد ثمن ظرف … روز است و در صورت تأخیر، علاوه بر اصل ثمن، بابت هر روز تأخیر مبلغ … ریال به عنوان وجه التزام میپردازد.»
الگوی 3: نرخ روز با تعریف دقیق
«منظور از نرخ روز، مبلغی است که بر اساس نظریه کارشناس رسمی دادگستری و با لحاظ کاهش قدرت خرید پول از تاریخ پرداخت تا تاریخ استرداد تعیین میشود.»
نکته مهم: اگر “نرخ روز” را تعریف نکنید، طرف مقابل میتواند بگوید یعنی قیمت روز ملک! پس بهتر است دقیق نوشته شود.
مسیر دوم: مطالبه خسارت تأخیر تأدیه (وقتی فروشنده دیر پس میدهد)
اگر فسخ انجام شده و فروشنده باید ثمن را پس بدهد اما پرداخت را عقب میاندازد، شما ممکن است بتوانید «خسارت تأخیر تأدیه» مطالبه کنید.
خسارت تأخیر تأدیه چه زمانی مطرح میشود؟
این موضوع معمولاً وقتی قویتر است که:
-
ثمن، وجه رایج (پول) باشد
-
شما مطالبه رسمی کرده باشید (مثلاً اظهارنامه یا دادخواست)
-
تأخیر در پرداخت رخ داده باشد
-
و شرایط قانونی لازم موجود باشد
برخی تحلیلها میگویند اگر قرارداد درباره نرخ روز ساکت باشد، حداقل میتوان از زمان مطالبه (اظهارنامه/دادخواست) تا زمان پرداخت، خسارت تأخیر تأدیه را پیگیری کرد.
فرق خسارت تأخیر تأدیه با «نرخ روز» در ذهن مردم
-
در خسارت تأخیر تأدیه، مبلغ اصلی همان ثمن است، اما ضریب/خسارت اضافه میشود.
-
در “نرخ روز”، مردم تصور میکنند کل مبلغ از نو تعیین میشود.
در عمل، خسارت تأخیر تأدیه یکی از راههای قانونی و رایج برای نزدیک شدن به مفهوم جبران کاهش ارزش پول است—اما نه همیشه و نه در هر پرونده.
مسیر سوم: غرامات و جبران کاهش ارزش ثمن در موارد خاص (مستحقللغیر و…)
یکی از معروفترین موقعیتهایی که «بحث ثمن به نرخ روز» جدی میشود، جایی است که مبیع مستحقللغیر دربیاید؛ یعنی معلوم شود مال فروختهشده، متعلق به فروشنده نبوده یا خریدار بهصورت کامل مالکیت پیدا نکرده است. در این وضعیت، ماده 391 قانون مدنی، علاوه بر استرداد ثمن، از غرامات هم صحبت میکند.
غرامات یعنی چی؟
در برداشتهای حقوقی و نشستهای قضایی، «غرامت» میتواند شامل جبران کاهش ارزش ثمن (کاهش قدرت خرید) باشد که عرفاً به آن «ثمن به نرخ روز» میگویند.
رأی وحدت رویه هم در این بحث نقش دارد
در این حوزه، رأی وحدترویهای وجود دارد که درباره اختلاف دادگاهها در نحوه جبران کاهش ارزش ثمن در موارد مستحقللغیر موضوع ماده 391 مطرح شده است.
اما یک نکته بسیار مهم:
این وضعیت لزوماً «هر فسخی» را پوشش نمیدهد. یعنی اگر فسخ شما بهخاطر خیار عیب یا تخلف شرط یا غبن باشد، پرونده شما الزاماً شبیه مستحقللغیر نیست. بنابراین نباید هر “فسخ” را با “مستحقللغیر/فساد” یکی دانست.
پس جواب نهایی چیست؟ آیا در فسخ میشود ثمن را به نرخ روز گرفت؟
برای اینکه جواب دقیق باشد، باید به شکل شرطی و سناریومحور گفته شود:
اگر فسخ عادی است (خیار شرط، غبن، عیب، تدلیس و…)
-
اصل بر استرداد همان ثمن قراردادی است.
-
برای گرفتن مبلغ بیشتر، معمولاً باید یکی از اینها را داشته باشید:
-
شرط صریح در قرارداد (بهترین)
-
امکان مطالبه خسارت/تأخیر تأدیه (با شرایط)
-
اثبات ورود ضرر و مبنای قانونی/قراردادی آن
-
اگر معامله مستحقللغیر یا فاسد باشد و خریدار جاهل بوده باشد

استرداد ثمن معامله به نرخ روز در فسخ
-
بحث غرامات پررنگ میشود و امکان مطالبه جبران کاهش ارزش ثمن جدیتر است.
اگر اقاله باشد
-
معمولاً تابع توافق طرفین است؛ اگر توافقی درباره نرخ روز نباشد، گرفتن “نرخ روز” سختتر میشود.
جدول تصمیمگیری سریع: کِی «نرخ روز» میگیرید و کِی نه؟
| وضعیت حقوقی | اصلِ قابل مطالبه | شانس مطالبه “نرخ روز/جبران کاهش ارزش” | نکته کلیدی |
|---|---|---|---|
| فسخ عادی (خیارها) | اصل ثمن | متوسط تا پایین (بدون شرط) | بهتر است روی تأخیر تأدیه/وجه التزام کار شود |
| فسخ با شرط نرخ روز در قرارداد | ثمن + فرمول شرط | بالا | شرط واضح، قابلیت اجرا را بالا میبرد |
| بطلان/فساد بهویژه مستحقللغیر | ثمن + غرامات | بالا | ماده 391 و بحث غرامات مطرح میشود |
| اقاله | تابع توافق | وابسته به توافق | حتماً در اقاله درباره مبلغ تسویه شفاف بنویسید |
| تأخیر طولانی در پرداخت ثمن پس از فسخ | ثمن + خسارت | متوسط | مطالبه رسمی و شرایط قانونی اهمیت دارد |
نحوه محاسبه مبلغ قابل مطالبه (سه مدل رایج)
در عمل، دادگاهها یا طرفین، معمولاً یکی از این مدلها را برای محاسبه انتخاب میکنند:
مدل 1: اصل ثمن (سادهترین)
همان مبلغ درجشده در قرارداد یا مبلغ پرداختی ثابت.
مدل 2: اصل ثمن + خسارت تأخیر تأدیه
از زمان مطالبه رسمی تا پرداخت (وقتی شرایطش فراهم باشد).
این مدل بهخصوص وقتی مفید است که شما بتوانید ثابت کنید طرف مقابل با وجود مطالبه، تعلل کرده است.
مدل 3: اصل ثمن + غرامات (کاهش ارزش پول) در سناریوهای خاص
این مدل بیشتر در پروندههایی مثل مستحقللغیر و مواردی که مبنای قانونی غرامات روشن است مطرح میشود.
مطالب مرتبط: وکیل ملکی تهران
چه مدارکی برای دعوای استرداد ثمن (و احتمالاً نرخ روز) لازم است؟
مدارک پایه
-
مبایعهنامه/قرارداد و ضمائم
-
رسیدهای پرداخت ثمن (کارتبهکارت، چک، رسید دستی، فیش و…)
-
دلیل فسخ (اظهارنامه فسخ، پیام رسمی، صورتجلسه، گواهیها)
مدارک تقویتی برای مطالبه بیشتر از اصل ثمن
-
شرط ضمن عقد درباره نرخ روز/وجه التزام
-
اظهارنامه مطالبه ثمن (برای تقویت بحث تأخیر تأدیه)
-
دلایل ورود خسارت و مدت تأخیر
-
اگر بحث غرامات و مستحقللغیر است: اسناد مالکیت ثالث، رأی/گزارش ثبتی، یا هر مدرکی که نشان دهد مبیع متعلق به فروشنده نبوده است
مراحل عملی اقدام حقوقی (گامبهگام)
گام 1: تثبیت فسخ و اعلام رسمی
اگر فسخ را انجام دادهاید، بهتر است ابلاغ/اعلام رسمی داشته باشید (مثلاً اظهارنامه) تا زمان و دلیل فسخ روشن شود.
گام 2: مطالبه رسمی ثمن
حتی اگر مطمئن هستید طرف مقابل نمیدهد، مطالبه رسمی کمک میکند زمان شروع تعهد و تأخیر روشن شود (در بحث خسارت هم اثرگذار است).
گام 3: تنظیم دادخواست
خواستههای رایج در دادخواست (بسته به پرونده):
-
تأیید فسخ قرارداد (اگر لازم باشد)
-
الزام به استرداد ثمن
-
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه
-
مطالبه وجه التزام (اگر در قرارداد دارید)
-
مطالبه غرامات (در موارد خاص مثل مستحقللغیر)
گام 4: ارجاع به کارشناسی (در صورت نیاز)
اگر بحث نرخ روز/کاهش ارزش مطرح باشد، معمولاً موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع میشود تا مبلغ قابل محاسبه تعیین شود.
نمونه خواستههای درست در دادخواست (برای اینکه رد یا مبهم نشود)
یکی از مشکلات رایج این است که خواسته را مبهم مینویسند: «استرداد ثمن به نرخ روز». بهتر است خواسته را دقیقتر و قابل رسیدگی بنویسید.
نمونههای دقیقتر (الگو)
الگو 1: وقتی شرط دارید
-
«الزام خوانده به استرداد ثمن پرداختی وفق شرط مندرج در بند … قرارداد، با احتساب تعدیل/شاخص از تاریخ پرداخت تا روز اجرای حکم»
الگو 2: وقتی شرط ندارید ولی تأخیر داشتهاید
-
«الزام خوانده به استرداد ثمن پرداختی به مبلغ … ریال به انضمام خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ مطالبه رسمی (اظهارنامه مورخ … / تاریخ تقدیم دادخواست) تا زمان پرداخت»
الگو 3: وقتی مستحقللغیر/غرامات مطرح است
-
«الزام خوانده به استرداد ثمن و پرداخت غرامات ناشی از … با ارجاع امر به کارشناس رسمی»
نکته: اینها الگو هستند؛ متن دقیق باید با پرونده شما هماهنگ شود.
اشتباهات رایج که باعث شکست یا طولانی شدن پرونده میشود
1) یکی دانستن “فسخ” با “بطلان”
هر کدام آثار و مسیر اثبات متفاوتی دارد. اگر اشتباه بروید، ممکن است خواسته شما به مشکل بخورد.
2) نوشتن خواسته مبهم: «به نرخ روز»
دادگاه نیاز دارد بداند معیار شما چیست: شاخص؟ تأخیر تأدیه؟ غرامات؟ وجه التزام؟ کارشناس بر اساس چه چیزی؟
3) نداشتن سند پرداخت
اگر پرداختها بدون رسید انجام شده باشد، اثبات میزان ثمن سخت میشود.
4) اعلام فسخ بدون رعایت تشریفات قراردادی
گاهی قرارداد میگوید فسخ باید کتبی/در مهلت خاص/با اظهارنامه باشد. رعایت نکردن اینها پرونده را پیچیده میکند.
5) غفلت از “زمان مطالبه”
برای برخی خسارات، زمان مطالبه رسمی اهمیت حیاتی دارد.
سؤالهای پرتکرار درباره استرداد ثمن به نرخ روز در فسخ
آیا همیشه در فسخ میتوان ثمن را به نرخ روز گرفت؟
خیر. در فسخ عادی، اصل بر استرداد همان ثمن است و نرخ روز معمولاً نیازمند شرط یا مبنای خسارت/تأخیر است.
مطالب مرتبط: استرداد ثمن معامله باطل